قسمتی از بیانات  مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم  22/3/1392

خیلی ها در راه خدا شهید شدند، در رکاب پیغمبر، در رکاب امیرالمؤمنین، در رکاب انبیاء الهى، هیچ‌کدام با حادثه‌ى کربلا قابل مقایسه نیست. فرق است بین آن کسى که در میان هلهله و تحسین یاران و همراهان و به امید فتح و پیروزى وارد میدان میشود میجنگد و بعد شهید میشود و به خاک هلاک مى‌افتد - که البتّه اجر بسیار بالایى دارد - و بین آن جماعتى که در یک دنیاى تاریک و ظلمانى، در هنگامى که همه‌ى سرجنبانان بزرگ دنیاى اسلام از همراهى با آنها سر باز میزنند بلکه آنها را بر این اقدام ملامت هم میکنند، امید یارى از هیچ‌کس نیست، کسى مثل عبدالله‌بن‌عباس آنها را منع میکند، کسى مثل عبدالله‌بن‌جعفر آنها را منع میکند، یاران و مخلصان و علاقه‌مندان در کوفه از همراهى با او سر باز میزنند، تنهاى تنها، فقط با تعداد معدودى از یاران مخلص، و با خانواده - با همسر، با خواهر، با خواهرزاده‌ها، با برادرزاده‌ها، با جوانان، با فرزند شش ماهه - وارد میدان میشود. این یک حادثه‌ى عجیبى است؛ یک منظره‌ى پرشکوهى است در تاریخ که در مقابل چشم بشریّت گذاشته شده است. امام حسین علیه‌السّلام خود را براى یک چنین روزى آماده میکرد.

 البتّه زندگى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام در طول تاریخِ زندگى پنجاه و چند ساله‌ى آن بزرگوار، همه درس است: دوران کودکى او درس است، دوران جوانى او درس است، در دوران امامت امام حسن علیه‌السّلام رفتار او درس است، بعد از شهادت امام حسن علیه‌السّلام رفتار او همه درس است. این‌جور نبودکه کار امام حسین فقط در آن روز آخر باشد، لکن حادثه‌ى کربلا این‌قدر عظمت دارد، این‌قدر درخشنده است که مثل خورشیدى همه‌ى نورهاى دیگر را تحت‌الشّعاع قرار میدهد؛ والا خطابه‌ى امام حسین علیه‌السّلام خطاب به علما و بزرگان و صحابه و تابعین در منى‌ - که در کتب حدیث ذکر شده است - یک سند تاریخى است؛ نامه‌ى آن بزرگوار خطاب به علما و بزرگان و پایه‌ها و ارکان دینى در زمان خودش  - «ثُمَّ انتُم ایَّتُها العِصابَة، عِصابَةٌ بِالعِلمِ مَشهورَة» که در کتب معتبر حدیث نقل شده است - یک سند تاریخى مهم است؛ رفتارهاى آن بزرگوار؛ برخوردش با معاویه، نامه‌اش به معاویه؛ حضورش در کنار پدر در دوران کوتاه خلافت امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام؛ همه‌ى اینها قدم‌به‌قدم درس است؛ منتها حادثه‌ى عاشورا چیز دیگرى است. امروز روز ولادت این بزرگوار است؛ در این روز باید از حسین‌بن‌على درس آموخت؛ درس حسین‌بن‌على علیه‌الصّلاةوالسّلام به امّت اسلامى این است که براى حقّ، براى عدل، براى اقامه‌ى عدل، براى مقابله‌ى با ظلم، باید همیشه آماده بود و باید موجودى خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، کار من و شما نیست؛ امّا در سطوحى که با وضعیّت ما، با خُلقیّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ باید یاد بگیریم.

 امروز خوشبختانه ملت ایران این درس را از حسین‌بن‌على آموخته است. سى و چند سال است که قاطبه‌ى ملت ایران در این راه حرکت میکند؛ حالا بالاخره یک نوادر و یک
شواذّى هم گوشه کنار هستند امّا حرکت قاطبه‌ى ملت ایران در جهت و حرکت حسین‌بن‌على است.
سرنوشت آن بزرگوار شهادت بود امّا درس او فقط درس راه شهادت نیست. این حرکت حرکت بابرکتى است، گاهى ممکن است مثل ماجراى حسین‌بن‌على علیه‌السّلام
منتهى‌ به شهادت بشود، امّا این حالت، این روحیّه، براى اقامه‌ى دین خدا و همه‌ى برکاتى که بر اقامه‌ى دین خدا مترتّب است مفید است. ملت ایران با این روحیّه وارد میدان شد، یک بناى ظلمِ ملى و بین‌المللى را در ایران ویران کرد، به جاى آن بناى اسلامى پایه‌گذارى کرد. این‌جور نیست که حالا هر کس راه حسین‌بن‌على را رفت، حتماً آخر کار بایستى به صورت ظاهر، به شکل دنیایى، ناکامى باشد؛ نخیر، این راه را، این درس را در مقابل چشم بشریّت گذاشته‌اند، میگویند اگر دنیا هم میخواهى، اگر عزّت هم میخواهى، در این راه است؛ باید حرکت کنى. ملت ایران این را تجربه کرده
است؛ این را باید قدر دانست. ملت ایران حسینى و عاشورائى وارد میدان شد، در یک
انقلاب عظیم و شاید بشود گفت بى‌نظیر در این سده‌هاى طولانى که جلوى چشم ما است - لااقل کم‌نظیر - پیروز شد. ملت ایران این روش را اتّخاذ کرد، تا امروز روزبه‌روز پیش رفت. البتّه دشمنها با وسائل تبلیغاتیشان، با بلندگوهایشان حاضر نیستند صریحاً
اعتراف بکنند به پیشرفت ملت ایران امّا مردم دنیا کور که نیستند، مى‌بینند دیگر؛ ایرانِ دوران طاغوت کجا، ایرانِ جمهورى اسلامى کجا؟ ایرانِ سال ۵۷ کجا، ایرانِ سال ۹۲ کجا؟ در علم، در سیاست، در امنیّت، در تسلطِ بر حوادث منطقه، در تأثیرِ در حوادث جهان، در امید و اعتمادبه‌نفس در پیمودن راه عزّت و سعادت، امروز کجا، دیروز کجا؟ امروز ملت ایران دارد میتازد به طرف جلو. و ان‌شاءالله روزبه‌روز این ادامه خواهد داشت؛…

 و در ادامه میفرمایند:

 در این راه عظمت و عزّتى که ملت ایران در پیش دارد، توجّه به خدا و توکّل به خدا و ارتباط با خدا، یک نقش بزرگ و اساسى دارد. عدّه‌اى غافلند، همه‌اش روى محاسبات مادّىِ محض محاسبه میکنند؛ در محاسباتشان معنویّت و کمک الهى و توکّل به خدا و حسن ظنّ به وعده‌ى الهى کأنّهُ هیچ راهى ندارد. خب این محاسبات مادّى را مستکبرین عالم هم دارند میکنند، بهتر از شما هم میکنند، چرا روزبه‌روز عقب میروند؟ چرا دچار این همه مشکلات میشوند؟ چرا مجبور میشوند ظلم کنند؟ چرا مجبور میشوند لشگرکشى کنند - به افغانستان، به عراق، به پاکستان - انسانهاى بى‌گناه را
بکُشند؟ وَ اِنَّما یَحتاجُ اِلى الظُّلمِ ضَعیف؛ آن کسى که ضعیف است احتیاج دارد به این‌که ظلم بکند؛ ضعیفند که ظلم میکنند؛ چون دستشان با سلاح آشنا است، این سلاح را بى‌محابا به کار میبرند، ظالمانه، متجاوزانه، خودسرانه؛ خب این خودش عقب‌رفت است، هم عقب‌رفت در معیارهاى معنوى، هم عقب‌رفت در محاسبات مادّى. روزبه‌روز تمدّن غرب دارد مشکلات بیشترى در اطراف خود میتند، و این مشکلات اینها را از پا خواهد انداخت؛ این به‌خاطر قطع ارتباط با مبدأ هستى است؛ این به‌خاطر قطع ارتباط با معدن نور و عظمت است؛ فَتَصِلَ اِلى‌ مَعدِنِ العَظَمَة، و تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلقَةً بِعِزِّ قُدسِک؛اینها لازم است. امروز براى ملت ایران این زمینه آماده است.

 

منبع: اینجا